نویسنده: پویا جفاکشاین کاریکاتور را "هنری دو لا بک" زمینشناس بریتانیایی بر ضد عقاید چارلز لایل یکی از تندروترین و ذوق زده ترین پیروان نظریه ی تکامل لامارک ترتیب دید. چارلز لایل معتقد بود موجودات از بین نمیروند بلکه صرفا از شکلی به شکل دیگر تغییر میکنند و کاملا ممکن است همانطورکه در قدیم، سوسمار ها تبدیل به پرندگان و پستانداران شدند امروزه هم باز این اتفاق بیفتد و حتی خود ما دوباره تبدیل به جانوران دیگری شویم. در کاریکاتور دو لا بک، میبینیم که خود لایل و دانشمندان پیرو او به سوسمارهای ماقبل تاریخ تبدیل شده اند و لایل در هیبت یک ایکتیوسوروس، جمجمه ی انسانی را به مستمعانش نشان میدهد و میگوید: «مطمئنم روزی میفهمید که این جمجمه به یک گونه ی خاص از جانوری تعلق دارد که در سطوح پایین تر هستند. دندان ها خیلی به چشم نمی آیند و اهمیتی ندارند. آرواره ها خیلی قوی نیستند و در کل هیچ کس نمیداند این موجود چگونه میتوانسته برای خود غذایی تامین کند.» هنری دو لا بک، این کاریکاتور را «دگرگونی ترسناک» نام نهاده بود. با این حال، نظرات لایل بسیار چارلز داروین جوان را تحت تاثیر خود قرار داد و گفته میشود او نوشته های لایل را دقیقا در آستانه ی سفر اکتشافی تاریخ سازش به امریکای جنوبی مطالعه کرده بود. اما داروین که متوجه شده بود هیچ کس در اطراف خود هیچ نشانی از تغییرات گونه های موجودات به صورت پیدایش گونه های جدید مشاهده نمیکند، سرعت وقایع لایل را کم کرد و گفت که سرعت تغییرات موجودات آنقدر کم است که ممکن است طی نسل ها کسی متوجه آن نشود و درنتیجه برای پیدایش انواع گوناگون از موجودات میلیون ها سال زمان لازم است. به هر حال، فریبندگی نظریه ی لایل برای داروین در این بود که طی آن، میشد ثابت کرد جانوران دوران ه
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:37
نویسنده: پویا جفاکشاین نقشه ها را هوبرت هاو بنکرافت در اواخر قرن 19 جمع آوری کرده است. این نقشه ها به قرون 15 و 16 منسوبند و نکته ی مشترک جالب در آنها این است که در آنها امریکا مستقیما به آسیا چسبیده و ادامه ی امپراطوری تاتار به نظر میرسد به همان شکلی که کلمب فکر میکرد سرخپوستان امریکا از تاتارهایند و با کمی پیشروی در قلمروشان به دربار خان بزرگ خواهد رسید. امریکا قرار بود رهبر غرب شود و با این اتفاق، جای شرق و غرب عوض گردد و غرب، طلوعگاه خورشید شود. این، یادآور به کاریکاتور روی جلد اولین شماره از مجله ی معروف ملانصرالدین است. تصویر، مردم باکو را نشان میدهد که با سپری شدن شب جهل و سر زدن خورشید دانایی، کم کم از خواب گران بیدار میشوند و ملا نصرالدین بیدار دانا در صحنه حضور دارد و آن را به خوانندگان نشان میدهد. نکته ی جالب این است که پنجره ای که خورشید طالع را نشان میدهد، در چپ تصویر واقع شده و به نظر میرسد خورشید دارد از غرب طلوع میکند. غرب اینجا همان غرب میتولوژیک یعنی تمدن و فرهنگ اروپایی است که گردانندگان غربگرای مجله امیدوار بودند سببساز رشد آگاهی و بهبود زندگی در شرق شود. با این حال، این مجله علیرغم علاقه به تمدن اروپایی و دشمنی با برخی سنت های شرقی همچون حجاب زنان، حالتی ضد استعماری داشت و اگرچه اغلب اوقات، مسلمان های باکو را برای نشان دادن عقبماندگی آنها در مقابل روس ها قرار میداد اما در سال 1922 وقتی حکومت شوروی دستور به تغییر اسم مجله به «خداناشناس» داد، مجله مقاومت نمود و درنتیجه بعد از حدود 20سال انتشار متوقف شد. در این مدت، ملانصرالدین علاوه بر آذربایجان روسیه در هندوستان و ایران نیز طرفداران زیادی پیدا کرده بود و اینجا دقیقا یکی از تناقض های تاریخ رسمی آشکار میشود؛
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:37
نویسنده: پویا جفاکشاینجا تنگه ی بدنام مسینا است که در دوران قدیم به خاطر طوفان ها و جریان های آبی خطرناکش برای ملوانان دردسر درست میکند. تاریخ رسمی، در تعریف داستان نبرد جمهوری های روم و کارتاژ بر سر تصرف سیسیل، به این شهر جایگاه ویژه ای داده است. در آن زمان، مسینا به تصرف دسته ای از اراذل و اشرار درآمده بود که تهدیدی برای سیسیل بودند. روم برای این که به همسایه ی ایتالیاییش حسن نیت نشان دهد دست اتحاد به سمت سیسیل دراز کرد. اما وقتی فهمید هرون شاه سیسیل درصدد اتحاد با کارتاژها است با ارذل و اوباش مزبور، علیه سیسل متحد شد. تاریخ میگوید روم، سیسیل را به دست آورد ولی توضیح نمیدهد سرنوشت اراذل و اوباش مزبور چه شد. با این حال، در اواخر جمهوری روم و در گرماگرم شورش برده ها به رهبری اسپارتاکوس، دوباره با مسینا روبرو میشویم و میبینیم که درآنجا عده ای دزد دریایی سر اسپارتاکوس کلاه میگذارند. این دزدان دریایی را بعدا پمپیوس –همان سردار شکست دهنده ی اسپارتاکوس- از بین میبرد. در بین دزدان دریایی مسینا از شخصی به نام هراکلیو یاد کرده اند که میگویند رم از او به اندازه ی اسپارتاکوس وحشت داشت. حدس زده میشود که وی در صحنه ی قرارداد بین اسپارتاکوس و دزدان دریایی حاضر بوده باشد. این، نام جالبی است چون شکل دیگری از نام هراکلس یا هرکول است. ارتباطش با روم و کارتاژ در این است که رومی ها کارتاژی ها را ملت پوزیدون خدای دریا مینامیدند و خود را به هرکول تشبیه میکردند که اولاد پوزیدون را از زمین برانداخت. یعنی رومی ها تقریبا با اراذل یاد شده همهویت بودند و پیشرفت خود را مدیون شکست دادن کارتاژ بودند. نکته ی جالب دراینباره این است که هرودت در سرزمین های گارامانتی ها از قلمرو آترانتس ها و شهرشان آتلانتیس یا
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1402 ساعت: 20:37